هنگامى كه آيهء توبه نازل شد ابليس بالاى كوه ثور در مكّه رفت و با صداى بلند فرياد كشيد و سران لشگرش را فراخواند . آنان گفتند : اى سرور ما ! چه شده است كه ما را فراخواندهاى ؟ ! ابليس گفت : آيهاى نازل شده ( كه پشت مرا مىلرزاند و مايهء نجات بشر است ) چه كسى مىتواند با آن مقابله كند ؟
يكى از شياطين گفت : من مىتوانم با نقشهام چنين و چنان كنم . ابليس طرح او را نپذيرفت ! ديگرى برخاست و نقشهء خود را ارايه كرد باز هم نپذيرفت . سپس شيطانى به نام خنّاس ايستاد و گفت : من از عهدهء آن برمىآيم . ابليس گفت : از چه راهى ؟ خنّاس گفت : آنان را با وعدهها و آرزوها سرگرم مىكنم تا آلوده به گناه شوند و هنگامى كه مرتكب گناه شدند ، توبه و استغفار را از يادشان مىبرم . ابليس گفت :
تو مىتوانى از عهدهء اين كار برآيى . اين مأموريت را تا قيامت به تو سپردم . « 1 » از اين رو خداوند رحيم در سورهء ناس سه مرتبه با ذكر ربوبيّت و مالكيّت و الوهيّت ، خود را واسطهء نجات و پناهندگى از شرّ شيطان خنّاس قرار مىدهد تا مردم از وسوسههاى او در امان بمانند .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 60 / 197 ، باب 3 ، حديث 6 ؛ روضة الواعظين : 2 / 479 .