نگران مىشود و خواهان نابودى و شكست او مىشود تا او در زمانه يكتا و يگانه باشد .
4 - خوف زوال آرزوها :
چون ترس از دست رفتن جايگاه خود يا خواستههايش به سبب ديگران را دارد مانند : محبّت و احترام نزد پدر و مادر يا دو همسر نزد شوهر يا زرنگى شريك نزد شريك او و . . . پس براى از بين بردن اين حالت به اسباب تلافى متوسّل مىشود .
5 - كوچك شمردن :
از رسيدن به مقام مالى يا درجهء معنوى ديگرى بر او گران مىآيد و براى كوبيدن و تحقير مقام او در بين جامعه ، از هيچ كوششى دريغ نمىكند .
6 - غرور و نخوت :
چنين كسى كه بينش او خود برتربينى است ؛ انتظار دارد همه افراد مطيع و نوكر او باشند ، از اين كه كسى به نوايى و منالى برسد رشك مىبرد و مىخواهد كه او هم به جايى برسد كه در برابر ديگرى اظهار فضل و وجود كند و خود را بزرگتر نشان دهد .
7 - عجب و خودبينى :
محسود در نظر حسود اندك و پست شمرده مىشود ، ولى مقام و منزلت او در نظرش بزرگ و ارجمند باشد ، چنان كه امّتهاى پيامبران گذشته دربارهء ايشان چنين پندارى داشتند كه آنان را مثل خود مىدانستند .
حكايت عيسى عليه السلام و عجب مردى كوتاه قد
امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
يكى از ياران حضرت عيسى عليه السلام كه قد كوتاهى داشت هميشه در كنار ايشان ديده مىشد . در يكى از مسافرتها كه همراه عيسى عليه السلام بود ، در راه به دريا رسيدند .
حضرت عيسى عليه السلام با يقين خالص زمزمه كرد :
« بِسْمِ اللَّه »
و بر روى آب حركت كرد .
آن مرد همراه ، هنگامى كه عيسى عليه السلام را بر روى آب ديد با اطمينان گفت :
« بِسْمِ اللَّه »