با توجّه به اين حقيقت به خوبى معلوم مىشود كه موضوع جاهليّت هيچگونه ارتباطى به زمان و مكان و پستى و بلندى سطح علم و صنعت و تمدّن و نظامات اجتماعى ندارد و هدايت در همه حال يك حقيقت است ؛ چنان كه جاهليّت نيز در همه جا يك حقيقت است . و تنها اختلافى كه هست مربوط به صور و اشكال است . . .
اما با همه اختلافى كه در صورت و شكل بروز و ظهور مىكند باز يك حقيقت به جاى خود محفوظ مىماند و آن حقيقت اين است كه اين اقتصاد و اجتماع و سياست و علم و هنر ، يا در مسير هدايت است و يا در مسير ضلالت و به عبارت ديگر يا از شؤون اسلام است و يا از شؤون جاهليّت و از اينجا واضح مىگردد كه هيچگونه ارتباطى ميان طور و شكل معينى از اطوار و اشكال حيات يا تاريخ بشر با جاهليّت وجود ندارد .
دين در همهء ادوار و اطوار خود مركّب از دو جزء اساسى و دو عنصر عقيده و شريعت بوده است ، اما عنصر عقيده در كليّه ادوار و اعصار ثابت و تغييرناپذير بوده و هست و روح اين عنصر اين است كه آفريدگار جهان ، معبود انسان خداى يگانه است . هر چند كه صور و اشكال عبادت در هر دين و آيينى متناسب با همان دين و آيين است و اما عنصر شريعت همواره رشد و تكامل مردم همچنان از سادگى به تعقيد و از اجمال به تفصيل گرائيده تا در رسالت تامّه و جامع پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه هر دو عنصر دين به اوج كمال خود رسيده و منطق وحى در مقام اشاره به همين حقيقت ، گفته است :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلمَ دِينًا » « 1 »
هامش
( 1 ) - مائده ( 5 ) : 3 .