كمال مىرسد و نيز خداوند در حقيقت راهيابى انسان مىفرمايد :
إِنَّا هَدَيْنهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَ إِمَّا كَفُورًا » « 1 »
ما راه را به او نشان داديم يا سپاس گزار خواهد بود يا ناسپاس .
و نيز مىفرمايد :
وَ هَدَيْنهُ النَّجْدَيْنِ » « 2 »
و او را به راه خير و شر هدايت نكرديم [ تا راه خير را بگزيند و راه شر را واگذارد ؟ ]
در اينجا هدايت به معناى نشان دادن راه است كه هم در پرتو عقل و وجدان به صورت تكوينى و هم در پرتو تعاليم انبيا به صورت تشريعى بيان شده است .
راهنمايى در اين مرحله گام به گام است . تا زمانى كه او به راه هدايت و حقجويى گردن نهد و سپاسگزار نعمتها و پندگير از حوادث و بلايا باشد ، به راهنمايى او ادامه داده مىشود .
و خداوند پيوسته با ابزار و زمينههاى گوناگونى كه در شريعت و طبيعت نهاده است به هدايت عنايت مىكند و گرنه او را به حال خويش رها مىسازد و اين رهايى و بىتوجّهى از وى ، مايهء گمراهى او تا پايان عمر خواهد شد .
جاهليّت در تاريخ
صدرالدين بلاغى در شرح آيات فوق به صفحهاى از تاريخ اشاره مىكند :
« جاهليّت در بسيط زمين ؛ تاريخى قديم دارد . چنان كه ايمان در اين بسيط ؛ تاريخى قديم دارد . اين هر دو تاريخ با انسان نخستين به آدم ابوالبشر و به فرزندان او
هامش
( 1 ) - انسان ( 76 ) : 3 .
( 2 ) - بلد ( 90 ) : 10 .