و از سوى ديگر در وعيدها و هشدارهايى ، به كافران و ستمكاران مىفرمايد :
وَ الَّذِينَ كَسَبُواْ السَّيَاتِ جَزَآءُ سَيّئَةِ بِمِثْلِهَا وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ مَّا لَهُم مّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ كَأَنَّمَآ أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مّنَ الَّيْلِ مُظْلِمًا أُوْلئِكَ أَصْحبُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خلِدُونَ » « 1 »
و كسانى كه مرتكب بدىها شدند ، كيفر هر بدى مانند همان بدى است و خوارى آنان را فرامىگيرد ، براى آنان از [ خشم و عذاب ] خدا هيچ حافظ و نگه دارندهاى نخواهد بود ؛ گويى چهرههايشان با پارههايى از شب تاريك پوشيده شده ؛ آنان اهل آتشاند و در آن جاودانهاند .
إِنَّ الْمُنفِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا » « 2 »
بىترديد منافقان در پايينترين طبقه از آتشاند ، و هرگز براى آنان ياورى نخواهى يافت .
از اين رو انسان مؤمن و كافر تكليفشان از جهت مسائل اعتقادى و قيامت و آخرت روشن است و جايگاه كسى كه در باور خود حق و باطل را مىشناسد و تا پايان عمر بر آن استوار مىماند ؛ در صحنهء محشر بر همگان آشكار مىگردد .
امّا گروهى در ميان راه زندگى ، رنگ عوض مىكنند ، گاهى مانند افراد با ايمان خداجو مىشوند و گاهى مانند منافقان براى تباهى و گمراهى ديگران تلاش مىكنند ، از اين دسته ؛ بسيارى از آدمهايى كه گرفتار ترس و اميد مىشوند ؛ اشتياق به بهشت و زيبايىها و ترس از جهنّم و وحشت آن در دلشان موج مىزند . آرزوى پرواز به سوى دوست و جايگاه ابدى و آسايش هميشگى بر زبان جارى مىسازند .
روزانه براى كار و خدمت شرافتمندانه در تكاپو هستند و در شب مانند بيماران در
هامش
( 1 ) - يونس ( 10 ) : 27 .
( 2 ) - نساء ( 4 ) : 145 .