چون توان هشيار بودن چون پياپى مىدهد * هر زمان ساقى شرابى ديگر از جامى دگر
گرچه او را نيست آغازىّ و انجامى ولى * هر زمان داريم از او آغاز و انجامى دگر
در حقيقت هيچ نامى نيست او را گرچه او * مىنهد مر خويش را هر لحظهاى نامى دگر
دل به كامى از لب جانان كجا راضى شود * هر نفس خواهد كز او حاصل كند كامى دگر
هر كه گامى بر هواى نفس ناسوتى زند * در فضاى نفس لاهوتى نهد گامى دگر
گرچه ما مستغرق احسان و انعام وئيم * مىكنم از وى طلب هر ساعت انعامى دگر
جز رخ و زلفش كه صبح و شام ارباب دلند * مغربى را نيست صبحى ديگر و شامى دگر
( مغربى )
حمد و ستايش در قرآن مجيد
با اين گونه سپاس مىتوان از حضرت محبوب نسبت به آفرينش آسمانها و زمين قدردانى كرد :
الْحَمْدُ للَّهِ الَّذى خَلَقَ السَّماواتِ وَ الاْرْضَ » « 1 »
همهء ستايشها ويژهء خداست كه آسمانها و زمين را آفريد .
هامش
( 1 ) - انعام ( 6 ) : 1 .