تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
سپاس گوييد ، كه نعمت جز از خدا نيست ، و سپاس و حمد جز به او روا نيست . منعم را بشناسيد ، و نعمت را از او بدانيد ، و دادهء حضرت او را در همان جا خرج كنيد كه او از شما خواسته ، و اين همه از جملهء عرشى و آيهء آسمانى و كلمات ملكوتى

الحمدللَّه ربّ العالمين

استفاده مىشود ، كه اين گونه توجّه به صاحب و خالق نعمت ، و اداى سپاس و حمد به محضر مبارك او جز به هدايت او و عنايت و لطفش صورت نمىپذيرد . اگر او بر قلب عبد اشراق نكند ، و دل بنده را به نورش منوّر ننمايد ، و سينه را جلوه‌گاه معرفت ننمايد ، و آتش عشق به سپاس را در باطن شعله‌ور نسازد ، و جملاتى كه بيان كنندهء حمد و سپاسش است القا نفرمايد ، از دست و زبان كه برآيد كه بتواند به حمد و سپاسش برخيزد ، و در مدار تسبيح و تحميدش به گردش آيد ؟ اين نكتهء با ارزش را بايد توجّه داشت كه معرفت به صاحب نعمت ، و عشق و ايمان به او ، و حضور عملى نسبت به دستورهايش را بايد بدرقهء حمد و سپاس قولى كرد ، تا سپاسى كه دوست از بنده‌اش خواسته تحقق يابد ، اين نوع سپاس و حمد كه معرفت و قول و عمل است سپاس واقعى و حمد حقيقى است ، و ورود به فضاى اين سپاس ، انسان را به مقام بندگى و اخلاص و رشد و كمال مىرساند ، اين گونه سپاس و حمد ، نسبت به تمام نعمت‌ها فراگير ، و در حدّ ظرفيت انسان اداى حق منعم است .
مىفرستد هر زمانى دوست پيغامى دگر * مىرسد دل را از او هر لحظه الهامى دگر كاى دل سرگشته غير از ما دلآرامى مجوى * زانكه نتوان يافتن جز ما دلآرامى دگر از پى صيادى مرغ دل ما مىنهد * خال و زلفش هر زمانى دانه و دامى دگر