اوست كه از باب لطف و مرحمت عباد صالح خود را به چنين حمدى رهنمون است ، و آنان را اهل چنين حمدى مىنمايد تا بتوانند احسانش را شكر كنند ، و از اين راه به جزاى نيكوكاران دست يابند .
من فراموش كنم هرچه بود الّا تو * عشقبازى نكنم در دو جهان جز با تو
گر دليل من سرگشته تو باشى گامى است * هر مسافت كه بود از من بيدل تا تو
در درون دل تنگم كه بود خلوت انس * راه هر پردهنشين نيست مگر تنها تو
در ميان غم و اندوه و پريشانى من * بر كنار دل آشفتهء ناپروا تو
ساقى از باده چنان بى خبرم كن نفسى * كه زمستى نشناسم كه منم اين يا تو
تو برفتىّ و برفت از پى تو عمر عزيز * عمر اگر بازنيايد چه شود بازآ تو
بشكستى به جفا عهد دلآرام عماد * اى ز سودازدگان عاشق پابرجا تو
( عماد فقيه كرمانى )