تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
بىخبر مساز ، و از اجابت دعايم ، گرچه تأخير افتد نااميد مكن . هر چند در خوشى باشم ، يا ناخوشى ، در سختى باشم يا رفاه ، در سلامت همه جانبه باشم يا بلا ، در تنگدستى و بيچارگى باشم يا نعمت ، در دارايى باشم يا محنت ، در تهيدستى باشم يا توانگرى .

اعتراف به ناتوانى و بيچارگى در برابر خداوند

ريشهء كمبودها از نبود عشق است اگر عشق باشد هر كار نشدنى ، ممكن مىشود . مؤمن بيشترين حب را به خداوند دارد و عشق به خداوند است كه انسان را در بلاها و حوادث و اعتراف و شكايت‌ها شكيبا مىسازد . اگر عشق نبود انبيا و اولياى الهى نمىتوانستند در فشارها تاب بياورند . اگر عشق پيدا شود ، آدمى به غير از ذكر و طاعت معشوق ، چيز ديگرى نمىتواند داشته باشد ؛ چرا كه عاشق از معشوق جز حب نمىخواهد ، اگر محبت بيايد خير دنيا و آخرت آمده است ؛ بر اين پايه بدون حب ، عشق حقيقى و كمال عارفانه پديد نمىآيد . طبيعت انسان در برابر عظمت كمالات و ابهت خيره كنندهء حق ، بسيار فروتن و مطيع است . آنگاه كه نفس ، خود را در محضر پرشكوه قدرت شكست‌ناپذير و مطلق مىيابد ، بقاى هستى خويش را در پناه وصل به او و بالاتر در فنا و محو در وجود او مىبيند ، تا شخصيتى همانند او براى خود بسازد . ريشهء تقليدهاى نادرست و خودمحورىهاى سلطه گرانه در طول تاريخ بشر ، در حب كمال خواهى و برترطلبى مطلق است . اگر الگوى قدرت و كمال ، مجازى و ساختگى و زود زوال باشد ؛ خضوع در برابر او به محدوديت و نابودى پايان مىيابد . اكنون تاريخ گواه است كه گروهى از مردم در برابر ستمگران تسليم بوده‌اند و