خود حاكم گرداند و نيّت او نيز بر اين گواهى دهد ، همه اسباب و وسايل دنيا را از وى قطع خواهم كرد و زمين را زير پايش سست خواهم نمود و با كى نخواهم داشت كه در كجا به هلاكت برسد .
امنيّت
امنيّت ، نعمت بزرگ خداوند است چون در محيط ناامن ، نه اطاعت خداوند مقدور است نه زندگى توأم با سربلندى و آسودگى فكر و نه تلاش و كوشش و جهاد براى پيشبرد اهداف اجتماعى ، بدان جهت يوسف عليه السلام از ميان تمام مواهب و نعمتهاى خداوند در مصر ، مسألهء امنيّت را بيان كرد و به پدر و مادر و برادران خود فرمود :
ادْخُلُواْ مِصْرَ إِن شَآءَ اللَّهُ ءَامِنِينَ » « 1 »
همگى با خواست خدا [ آسوده خاطر و ] در كمال امنيّت وارد مصر شويد .
آرى ، نعمت امنيّت اساس و ريشهء همهء نعمتها است .
گر عارف حق بينى چشم از همه بر هم زن * چون دل به يكى دادى آتش به دو عالم زن
هم نكته وحدت را با شاهد يكتا گو * هم بانگ انا الحق را بردار معظم زن
ذكر از رخ رخشانش با موسى عمران گو * حرف از لب جانبخشش با عيسى مريم زن
حال دل خونين را با عاشق صادق گو * رطل مىصافى را با صوفى محرم زن
هامش
( 1 ) - يوسف ( 12 ) : 99 .