كسى كه عبدالرحمن و عبدالرزاق است از نظر مرتبه فرق دارد .
خداوند دربارهء حضرت ابراهيم عليه السلام مىفرمايد :
وَكَذَ لِكَ نُرِى إِبْرَ هِيمَ مَلَكُوتَ السَّموَ تِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ » « 1 »
و اين گونه فرمانروايى و مالكيّت و ربوبيّت خود را بر آسمانها و زمين به ابراهيم نشان مىدهيم تا از يقينكنندگان شود .
و دربارهء حضرت موسى عليه السلام مىفرمايد :
وَلَمَّا جَآءَ مُوسَى لِمِيقتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبّ أَرِنِى أَنظُرْ إِلَيْكَ » « 2 »
زمانى كه موسى به ميعادگاه ما آمد ، و پروردگارش با وى سخن گفت ، عرض كرد : پروردگارا ! جمال با كمال ذات بىنهايتت را [ به قلب من ] بنماى تا تو را [ به رؤيت ويژهء باطنى ] بنگرم .
ولى در شأن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد :
وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى * ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى * فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى * فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَآ أَوْحَى » « 3 »
در حالى كه در افق اعلا بود . * سپس نزديك رفت و نزديكتر شد ، * پس [ فاصلهاش با پيامبر ] به اندازه فاصلهء دو كمان گشت يا نزديكتر شد . *
آن گاه به بندهاش آنچه را بايد وحى مىكرد ، وحى كرد .
در آيهء فوق اضافهء عبد به ضمير « هاء » كه مقام احديّت است ، اشاره به مقام عبد محض دارد كه بسيار بلند مرتبه است . بر اين پايه ، بنده هر اندازه از مراتب بندگى و
هامش
( 1 ) - أنعام ( 6 ) : 75 .
( 2 ) - أعراف ( 7 ) : 143 .
( 3 ) - نجم ( 53 ) : 7 - 10 .