جاهلست آن مست غفلت كو كند دعوى هوش * دعوى هوش آن كند كز عشق او مستى كند
( فيض كاشانى )
رجوع به خلق در وقت حاجت
اگر كسى بگويد خداوند متعال بناى زندگى را به صورتى پايه گذارى كرده كه تمام موجودات به خصوص انسانها در تمام امور حيات و شؤون زندگى به يكديگر نياز و احتياج دارند و چارهاى جز رجوع به همديگر ندارند ، علاوه بر اين در آيات قرآن و روايات بسيار مهم اسلامى تعاون به برّ و تقوا و رفع نياز نيازمندان و اداى حاجات مستمندان ، دردمندان ، فقيران ، سؤال كنندگان امرى بسيار با ارزش و عملى فوق العاده پسنديده شمرده شده و بر اين كار اجر عظيم و مزد جزيل ، از جانب حق مقرّر گشته ، چگونه است كه امام معصوم و پيشواى محبوب ، حضرت سجّاد عليه السلام رجوع به خلق را به وقت نياز و حاجت سبب حرمان و علّت فوت احسان از جانب حضرت حق دانسته است ؟
پاسخ به اين پرسش اين است كه منظور حضرت در اين جملات نورانى روىگردانى از توحيد و توكّل و غفلت از خدا و بى توجهى به واقعيتهاى الهى و روى آوردن به بتهاى بى جان و جاندار و خلاصه شرك و كفر و طاغوت زدگى و فروش شخصيت به ستمكاران و ظالمان و عملهء جنايات ارباب زر و زور و شهوت و فجور است .
و گرنه حاجت و گرفتارى خود را اگر انسان مؤمنى به اذن حضرت محبوب به بندگان مؤمن و مسلمانان باصفا و چهرههاى خوشرو و با كرامت و اهل عطا و بخشش بگويد هيچ منافاتى با توحيد و توكّل ندارد .
عرض حاجت به عباد صالح دوست به اذن دوست امرى است لازم و برآوردن