است درآوردم ؛ به خاطر اين كه گذشتت نسبت به من نزد تو ، از مجازات كردن من محبوبتر است ، و گرنه اى خداى من ، گناهانم فراوانتر و آثارم زشتتر و كردام ناپسندتر و گستاخيم در باطل شديدتر ، و بيداريم نزد طاعتت ضعيفتر ، و هشيارى و مراقبتم در برابر تهديدت ، ناچيزتر از آن است كه بتوانم عيوبم را برايت شماره كنم ، يا توان ذكر كردن گناهانم را داشته باشم . جز اين است كه خود را به اين صورت نكوهش مىكنم ، در حالى كه به مهربانى بيش از اندازهات كه صلاح كار گنهكاران به آن است ، چشم طمع دارم ، و به رحمتت كه آزادى خطاكاران ، در گروى آن است اميدوارم .
درنگ دربارهء خواست انسان
سير حركت طبيعت هستى بر صورت تدريجى و مرحلهاى به پيش مىرود و هر پديدهاى بر اساس قانون تكامل از اصل تا پايان زمان او مراحلى را بايد بگذراند . اگر گاهى امرى يا حادثهاى ناگهانى اتفاق مىافتد . به خاطر اين است كه آن زنجيرهء طبيعى دچار بحران و دگرگونى گشته پس حقيقت حركت آن ، وارونه شده است .
خداى متعال در نظام قانونمند ، مقدّمات خاصى براى تربيت قدم به قدم انسان تدبير فرموده است . از خلقت نطفه ؛ تا رسيدن به كمال مراحلى تكاملى مىپيمايد و هرگز در مجازات آن موجود شتاب نمىكند ، چون انسانى در جوانى به كارهاى خلاف و ناهنجار دست مىزند ؛ پس از زمانى در برخى افكار يا اعمالش تجديد نظر مىكند و سرانجام او به نيكى پايان مىپذيرد . يا گاهى وضعيت ناگوار مانند فقر ، بيمارى ، يا سلطهء دشمن سبب توكّل يا توسّل بندهء خدا مىشود و با دل شكستگى از كردار گذشته خود توبه مىكند يا گاهى در سفر زيارت اماكن مقدس يا ديدار دانشمندان و عارفان و يا مطالعه كتابهاى اخلاقى در او تحوّلى پيدا شده و در پى اصلاح خود رفته است .