تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
حَتَّى كَانّى لا ذَنْبَ لى فَرَبّى احْمَدُ شىءٍ عِنْدى وَ احَقُّ بِحَمْدى . « 1 » سپاس خدايى را كه با من دوستى ورزيده در حالى كه از من بىنياز است و سپاس خداى را كه بر من بردبارى مىكند تا آن جا كه گويى مرا گناهى نيست ! پروردگارم ستوده‌ترين موجود نزد من بوده و به ستايش سزاوارتر است . اين گونه فرازها و خطابه‌هاى ديگر اهل عصمت كه در برابر ستم حاكمان ، از حق و قدرت خداوند دفاع مىكردند ؛ نمايش تحمل افزون رب جليل است . و او هرگز به باطل امان سرورى را نمىدهد ، كمى با مهلت ولى با خفت او را نفس گير و به خاك مذلّت مىنشاند . حضرت على عليه السلام در مقايسه ياران بىوفاى خود با ياران رسول اللّه صلى الله عليه و آله و نگرانى از آيندهء آنان فرمود : وَ لَئِنْ امْهَلَ اللَّهُ الظَّالِمَ فَلَنْ يَفُوتَ أَخْذُهُ ، وَ هُوَ لَهُ بِالْمِرْصادِ عَلى مَجازِ طَريقِهِ ، وَ بِمَوْضِعِ الشَّجى مِنْ مَساغِ ريقِهِ . « 2 » اگر خداوند ستمكار را مهلت دهد هرگز فرصت مؤاخذهء او از دستش نمىرود و بر سر راه او در حالى كه گلويش در دست قدرت اوست در كمين است .
جز از فراق يار ندارم شكايتى * الا حديث عشق ندانم حكايتى آمال من تويى و اميدم به فضل توست * از فضل كن مرا به سوى خود هدايتى اى قلزم « 3 » كرم به من خسته ضعيف * چشم حقيقتى ده و نور درايتى
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 95 / 83 ، باب 6 ، حديث 2 ؛ البلد الأمين : 205 ؛ مصباح المتهجّد : 582 . ( 2 ) - نهج البلاغه : خطبهء 96 . ( 3 ) - قلزم : دريا ، رود بزرگ .