[
مجازات دنيوى
] دوّمين نوع ؛ از انواع مجازاتها ، كيفرهايى است كه رابطهء علّى و معلولى با جرم دارند ، يعنى معلول جرم و نتيجهء طبيعى آن است . اين كيفرها را مكافات عمل يا اثر وضعى گناه مىنامند . بسيارى از گناهان ، اثرات وضعى ناگوارى در همين جهان براى ارتكاب كننده به وجود مىآورد . مثلًا شرابخوارى علاوه بر اين كه زيانهاى اجتماعى به بار مىآورد ، صدمهاى بر روان و جسم شرابخوار وارد مىسازد كه موجب اختلال اعصاب و تصلّب شرايين و ناراحتهاى كبدى مىگردد و فحشا ممكن است سوزاك و سفليس توليد كند . اينها اثر ذاتى گناه است و كيفر قانونى نيست تا گفته شود كه بايد تناسب جرم ومجازات در آن رعايت گردد . بدى كردن با والدين در همين جهان كيفر دارد مخصوصاً اگر آن بدى كشتن والدين باشد . حتى اگر پدر و مادر انسان فاسق و يا كافر هم باشند باز هم بدى نسبت به آنها بى عكس العمل نمىماند .
[
مجازات اخروى
] سومين نوع ، مجازاتهاى جهان ديگر ، رابطهء تكوينى قوىتر با گناهان دارند ، رابطهء عمل و جزا در آخرت نه مانند نوع اوّل و نه نوع دوّم بلكه از آن هم يك درجه بالاتر است . در اين جا رابطهء عينيت و اتّحاد حكمفرماست ، يعنى آنچه كه در آخرت به عنوان پاداش يا كيفر به نيكوكاران و بدكاران داده مىشود ، تجسّم خود عمل آنهاست .
مجازات آخرت ، تجسّم يافتن عمل است . نعيم و عذاب آن جا همين اعمال نيك و بد است كه وقتى پرده كنار رود تجسم و تمثل پيدا مىكند ، تلاوت قرآن صورتى زيبا مىشود و در كنار انسان قرار مىگيرد ، غيبت و رنجانيدن مردم به صورت خورش سگان جهنّم درمىآيد .