و از سوى ديگر با فضل بىانتهاى خود ؛ در برابر يك عمل صالح پاداش بىحساس به مؤمنان مىدهد و هيچ گونه موازنهاى در آن رعايت نخواهد شد .
پاداشى كه هيچ چشمى نديده و گوشى نشنيده و حتى به فكر بشرى خطور نكرده است و حضرت حق در برابر اين همه پاداشها در دنيا و آخرت دريافتى ندارد .
وقتى كه مىفرمايد : بِغَيْرِ حِسَابٍ اشاره به اين نكته است كه محاسبهء عطا و بخشش مخصوص كسانى است كه مواهب محدود دارند ، مىترسند اگر حساب را نگه ندارند گرفتار كمبود شوند ، اما كسى كه گنجينهء نعمتهاى او نامعلوم و بىپايان است هر قدر ببخشد كاستى در آن پيدا نمىشود تا نياز به حسابگرى داشته باشد و در برابرش از ديگران حساب بكشد ، بنابراين كسى كه در برابر يك عمل نيك ده برابر پاداش مىدهد ولى در برابر يك گناه يك چوب مىزند و يا در برابر احسان به هفتصد پاداش و بيشتر بالا مىبرد و يا ثواب نماز جماعت ده نفر به بالا به حساب فرشته هم در نمىآيد ؛ چگونه مىتواند خواهشى داشته باشد ؟
رابطهء عمل و پاداش در كلام علّامه طباطبائى
علّامه طباطبائى رحمه الله در توضيح رابطهء عمل و پاداش مىنويسد :
« امر و نهىهاى عقلايى و قوانينى كه در ميان عقلا حكمفرماست چنانچه به كار بسته شوند پيامدهاى خوب و زيبايى دارند كه همان ثواب و پاداش است . چنانچه از آنها نافرمانى شود پيامدهاى بد و ناپسندى دارند كه به نام كيفر خوانده مىشود .
اين پاداش و كيفر به مانند راه چارهاى است كه براى كار بستن امر و نهىها انديشيده مىشوند . پاداش خوب در برابر اطاعت از دستورهاى الهى و كيفر بد در برابر سرپيچى و مقابلهء با حق است و ترساندن از پيروى راه باطل كه سرانجام آن گمراهى و سرنگونى است . . .
پس كمى و زيادى و شدت و ضعف پاداش و كيفر ، نسبت به نياز به كار تفاوت