مشكلات و گسترش رزقها به دست با قدرت اوست و حتى شفاعت به اذن او صورت مىگيرد ، پس چه جاى انكار حق و سرپيچى از ارادهء پروردگار بزرگ است .
مشركان ، خدا را به حق نشناختند كه اگر مىپذيرفتند راه كفر و عصيان را نمىرفتند ، معنايش اين است كه مؤمنان خداپرست او را به حق و حقانيت شناختهاند ، بنابراين از اين كه پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله اعتراف مىفرمايد :
ما عَبَدْناكَ حَقَّ عِبادَتِكَ وَ ما عَرَفْناكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ . « 1 »
حق تو را در عبادت به جاى نياورديم و حق تو را در شناخت واقعى تو نشناختيم .
بايد دانست كه معرفت داراى مراحلى است :
مرحلهء بالاى آن پى بردن به كنه ذات خداست كه براى هيچ موجودى ممكن نيست كه مقصود حضرت همين مرتبه است .
اما مراحل پايينتر كه در حد استعداد انسانهاست و آن شناخت اجمالى از صفات و افعال اوست كه به فراخور انديشه و برداشت عقل بشرى مىباشد و اين « معرفة اللّه » به عموم خردمندان و مردم سفارش شده است . ولى مشركان و كفّار از همين مرحله هم محروم ماندند .
6 - انتظار مزد نداشتن در برابر بخششهاى خداوند
نفس آدمى اين گونه است كه بدون قناعت ، آسايش و آرامش ندارد .
در روايات آمده است : انسان اگر مىتواند يك اتاق براى خود و يك اتاق براى كارهاى دنيوى و يك اتاق براى خانواده داشته باشد اتاق چهارم در اختيار شيطان است . يعنى اگر بخواهد بيش از اين داشته باشد گرفتار مالپرستى و نگهدارى آن
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 68 / 23 ، باب 61 ، ذيل حديث 1 .