نَهَجَ سَبيلَ الرَّاغِبينَ الَيْهِ ، وَ الطَّالِبينَ ما لَدَيْهِ ، وَ لَيْسَ بِما سُئِلَ بِاجْوَدَ مِنْهُ بِما لَمْيُسْأَلُ . « 1 »
سپاس خداى را كه امساك و جمود بر ثروتش اضافه نمىكند و عطا و بخشش تهيدستش نمىنمايد ؛ زيرا هر بخشندهاى جز او ثروتش كم مىشود و هر منع كنندهاى جز او شايستهء مذمّت است . اوست بخشندهء انواع نعمتها و فراوانى بهرهها و نصيبها . جميع آفريدهها روزىخور اويند ، رزق همه را ضمانت كرده و قوت و توشهء آنان را مقدّر نموده ، و راه روشنش را به رغبتكنندگان و خواهندگان آنچه نزد اوست نشان داده و اين طور نيست كه جود و بخشش او در آن جا كه از او بخواهند بيشتر از آن جا باشد كه از او نخواهند .
بنابراين هيچ موجود زمينى و آسمانى توانايى قدرشناسى توانگرى مطلق خداوند را ندارد همانطور كه در چند جاى قرآن خداوند به اين نكته اشاره فرموده است :
وَ مَا قَدَرُواْ اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِوَالْأَرْضُ جَمِيعًا قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيمَةِ وَ السَّموَ تُ مَطْوِيتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحنَهُ وَ تَعلَى عَمَّا يُشْرِكُونَ » « 2 »
و خدا را آن گونه كه سزاوار اوست نشناختند ، در حالى كه زمين در روز قيامت يكسره در قبضهء قدرت اوست ، و آسمانها هم درهم پيچيده به دست اوست ؛ منزّه و برتر است از آنچه با او شريك مىگيرند .
آرى ، سرچشمهء شرك به خدا بىمعرفتى در حق بزرگ پروردگار است ، كسى كه بداند او وجودى نامحدود است و همهء آفرينش از ناحيهء اوست و حتى در بقاى خود هر لحظه به فيض وجود او نيازمندند و تدبير هستى و گشودن گره تمام
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : خطبهء 90 .
( 2 ) - زمر ( 39 ) : 67 .