مىشود و در نتيجه او نگهبان ؛ مال خود است .
قناعت در جان ما جا نيفتاده است و در تهيه امكانات بايد كفايت را در خانه جا داد چون مىخواهيم ماشين و تلفن و جهيزيه را از راه حلال و حرام فراهم كنيم و در حد كفايت تلاش نمىشود ؛ اگر آنها را جمع كنى مشتى ؛ رها كنى دشتى است . يعنى بيشتر از آن زياد است و دشت رها شده انسانى كه نمىشناسد ؛ و روز به روز بيشتر در افزون خواهى فرو مىرود .
آدم قانع كه از خواستهء خود مىگذرد و اهل كفايت است نسبت به زيادى درخواستى ندارد تا از آن بگذرد و اين كمال بالاترى است ، مانند مقام تسليم و رضا كه در مقام تسليم مىگويى : خدايا ، تو عطا و بخشش بنما ؛ من چيزى نمىگويم . ولى در مقام رضا مىگويى : خدايا ، تو هر لطفى انجام بدهى ، من راضى هستم . به هر حال خداوند در برابر لطف و بخشش خود از بندهاش انتظار جبران يا حق متقابل درخواست نمىكند ولى به اقتضاى بزرگوارى حق ، وظيفه هر انسانى است كه به تكاليف دينى خود عمل كند .
خداوند در اين زمينه به كرامت لطف خويش اشاره مىفرمايد :
مَنْ عَمِلَ سَيّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَ مَنْ عَمِلَ صلِحًا مّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ » « 1 »
هر كه بدى كند جز به مانند آن كيفر نيابد ، و از مردان يا زنان كسانى كه كار شايسته انجام دهند در حالى كه مؤمن باشند ، آنان در بهشت درآيند و در آن بىحسابْ روزى يابند .
حضرت رب دراين آيه به لطف حساب شدهء خويش اشاره مىكند و از يكسو با عدالت در مورد مجرمان به مقدار جرمشان جريمه مىشوند .
هامش
( 1 ) - غافر ( 40 ) : 40 .