تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
خواهد آمد . جلال الدين مىگويد :
در خدا گم شو وصال اين است و بس * گم شدن گم كن كمال اين است و بس اى برادر گريه و زارى تو * هست هم آثار هشيارى تو راه فانى گشته راه ديگرست * زانكه هشيارى گناه ديگرست اين خبرهات از خبر ده بى خبر * توبهء تو از گناه تو بتر حيرتى بايد تو را از ذوالعيان * كه نگنجى در زمين و آسمان جستجوى از وراى جستجو * من نمىدانم تو مىدانى بگو حال و قالى از وراى حال و قال * غرقه گشته در جمال ذوالجلال غرقه‌اى كه نى خلاصى باشدش * تا بجز دريا كسى بشناسدش گفت قائل در جهان درويش نيست * ور بود درويش آن درويش نيست
( مولوى )

2 - نعمت‌هاى الهى

جملهء نورانى : و تويى آن وجود مباركى كه براى هر آفريده‌اى در نعمت‌هاى خود بهره قرار داده‌اى . وَ ما مِنْ دابَّةٍ فِى الْارْضِ الّا عَلَى اللّهِ رِزْقُها وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها كُلٌّ فى كِتابٍ مُبينٍ » « 1 » و هيچ جنبده‌اى در زمين نيست مگر اين كه روزىِ او برخداست ، و [ او ] قرارگاه واقعى و جايگاه موقت آنان را مىداند ؛ همه در كتابى روشن ثبت است .
هامش
( 1 ) - هود ( 11 ) : 6 .