كن تو علاج دل زار اى طبيب * خستهء بار گنهم اى حبيب
خاطرم از قيد غم آزاد كن * اين دل ناشاد مرا شاد كن
رحمتى اى دلبر و دلدار من * خوش بنما عاقبت كار من
يك نظرى بر من شرمنده كن * اين نفس مردهء من زنده كن
روح مرا باز جلايى بده * تيره دلم را تو صفايى بده
اى غم تو گنج دل زار من * اى همه جا ياور و هم يار من
غير توام در دو جهان يار نيست * جز تو مرا دلبر و دلدار نيست
ياور آوارهء بيچاره اين * خون جگر و زار و اسيرم ببين
مستم و مسكينم و بى ياورم * مرحمتى كن كه تويى داورم
خداوند دعايش را اجابت كرد و وى را از غم و غصه نجات داد و هر مؤمن گرفتارى را از طريق دعا و انابت و تضرّع و زارى نجات مىدهد :
فَاسْتَجَبْنالَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنينَ » « 1 »
پس ندايش را اجابت كرديم و از اندوه نجاتش داديم ؛ و اين گونه مؤمنان را نجات مىدهيم .
به ماهى دريا فرمان داد ، مهمان خود را در كنار ساحل پياده كن ، ماهى ، يونس را با بدنى لاغر و جسمى مريض كنار ساحل انداخت ، رحمت الهى بوتهء كدويى را در كنارش روياند ، بدنش را در سايهء برگ كدو گرفت و از ميوهاش خورد و به اين طريق جان به سلامت برد .
به او وحى شد به ديار خود بازگرد و به زادگاه خويش و در بين طائفهات برو ؛ زيرا آنها ايمان آوردهاند و ايمانشان براى آنان سودمند افتاد ، بتها را رها كردند و اكنون به جستجوى تواند .
هامش
( 1 ) - انبياء ( 21 ) : 88 .