گريه و فرياد به درگاه حضرت حق شتافتند ، بين مادران و اطفال ، حيوانات و بچههايشان جدايى ايجاد كردند و همگى با سوز دل به فرياد آمدند .
الهى اى نواى ناى عاشق * الهى اى حبيب قلب صادق
تو نور قلب جمله گمرهانى * زلطف افتادگان را مىرهانى
تو مىباشى جهان را كارفرماى * توگيرى دست هر افتاده از پاى
تويار جمله بى ياران عالم * صفا بخش دل تاريك آدم
تو نور بزم شام مستمندى * شفاى قلب زار دردمندى
تو باشى ره گشاى هر كه گمراه * دليل آن كه دور افتاده از راه
تو باشى يارمن در صحنهء جنگ * مرا چون نفس دون بنمايد آهنگ
چه بنمايم زنفس خود حكايت * كز او باشدمرا صدها شكايت
عنايات تو باشد ره گشايم * بدين درمحض لطفت جبهه سايم
اگر دل از گناهان دور گردد * به يمن عشق تو پرنور گردد
اگر لطف تو گردد حاصل من * شود از هر جهت حل مشكل من
اگر آيد برون پايم از اين گل * شود در بزم عشقت منزل دل
اگر مسكين شود ازنفس معزول * دلش گردد به فكر دوست مشغول
( مؤلف )
صيحهء مادران ، نالهء اطفال ، فرياد پرسوز جانداران ، صداى تضرّع و زارى پيران ، آه سوزان جوانان از هر طرف به گوش مىرسيد .
اكنون موقع آن شده بود كه حضرت ربّ العزه ، خداوند كريم و رحيم ، بال و پر رحمت خويش را بر آنان گشوده و ابرهاى عذاب خود را از آنان بر طرف سازد و توبهء آنان را قبول نمايد و به نالهء آنان توجه فرمايد ؛ زيرا در توبه و بازگشت خود بى ريا بودند و نسيم صدق و راستى از ايمانشان مىوزيد .