پى ببريد كه جهان را خالقى باشد خدا نام ، وجود مقدسش فرد و بى نياز و حكيم و خبير است ، شايستهء شما نيست كه غير او را بپرستيد و روى به درگاه وى نياوريد .
خداوند مهربان مرا براى دستگيرى شما فرستاده كه در حقّ شما لطف و رحمت آورده باشد . من شما را به سوى او راهنمايى مىكنم و راه او را به شما مىنمايانم ، اى ملّت بت پرست ، نادانى بر دلهاى شما نفوذ كرده و حال نمىتوانيد حقايق را درك كنيد ، پردهء غفلت روى ديدهء باطن شما افتاده ، به اين سبب از دقّت در واقعيتها دور افتادهايد .
قوم از كلمات يونس كه تا آن وقت نشنيده بودند وحشت كردند ، صحبت از معبودى شنيدند كه تا آن زمان او را نشناخته بودند ، برآنان سخت آمد كه يك نفر از خودشان بدين صورت عليه عقايد و رسوم بى پايهء آنان قيام نمايد و بگويد من از جانب جهان آفرين براى نجات شما مبعوث به رسالتم .
مردم متعصّب نينوا به يونس گفتند ، اين سخنان بى ارزش چيست ؟ اين خدايى كه ما را به سوى او مىخوانى كيست ؟ چه خبر تازهاى شده و چه حادثهاى اتفاق افتاده كه ما دست از مذهب خود برداريم و به مكتبى نو و تازه رو كنيم ، تو را چه شده كه ما را به دين جديد دعوت مىكنى و در راه آن اين چنين خود را به زحمت مىاندازى ؟ !
يونس گفت : پردههاى تقليد را از چشم دل برداريد ، حجابهاى خرافات را از چهرهء عقل كنار زنيد ، اندكى فكر كنيد .
آيا اين بتهايى كه صبح و شب مورد توجّه قرار مىدهيد و در برآمدن حاجات خود و يا دفع شر از خودتان به آنها اعتماد مىكنيد ، كارى از دستشان برمى آيد ، يا براى شما نفعى ايجاد مىكنند ، يا قدرت دفع ضررى را دارند ، آيا اين موجودات بى جان چيزى را خلق مىكنند و يا مردهاى را زنده مىنمايند ، يا مريضى را شفا مىدهند و يا گم شدهاى را هدايت مىكنند ؟ ! !
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 292
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٩٢