نخستين اثر آن توجه به هدفمند بودن آفرينش است و اين كه همگان در خدمت دستگاه خداوندند .
صاحبان عقل و خرد پس از اعتراف به وجود هدف در خلقت به ياد شريفترين موجود در آفرينش مىافتند كه انسان ميوهء اين جهان هستى مىباشد و همه حركت و گردش كرات و طبيعت به خاطر تربيت و پرورش و تكامل انسان است .
« نوف بِكالى كه از ياران صميمى امام على عليه السلام بود گفت : شبى در خدمت حضرت بودم هنوز چشم مرا خواب نگرفته بود ، ديدم امام از بستر برخاست و به ستارگان آسمان چشم دوخت و سپس مرا صدا زد و فرمود : اى نوف ! خوابى يا بيدارى ؟ عرض كردم بيدارم يا امير . فرمود : اى نوف ! خوشا به حال زاهدان در دنيا ودلدادگان به آخرت ، آنان مردمى هستند كه زمين را فرش و خاكش را بستر و آبش را خوشگوار قرار دادند ، قرآن را لباس دل و دعا را جامهء رو نموده و دنيا را بر روش مسيح از خود بريدند چه بريدنى ! » « 1 » مرحوم علّامه در تفسير الميزان نگاشته است :
« انديشيدن و دقت در آفرينش اشيا و اين كه هر يك اجزايشان متناسب با يكديگر و مجموع وجودشان براى رسيدن به كامل و سعادت به نحو تمام و كمال ؛ مجهز به ابزار و وسايل هستند ؛ نشان مىدهد كه هر پديدهاى در جاى خود از كمال حسن و نيكويى برخوردار است . » « 2 » امام صادق عليه السلام به مفضّل بن عمر مىفرمايد :
اى مفضل ! نخستين پند و دليل بر وجود آفريدگار ، پديد آوردن جهان و تركيب اجزاى آن و نظم بخشيدن آن اجزا به شكل كنونى است . هر گاه دربارهء اين جهان به انديشه دقت كنى آن را همانند خانهاى يا بى كه هر آنچه بندگانش
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : حكمت 104 .
( 2 ) - تفسير الميزان : 16 / 249 ، ذيل آيهء 7 سورهء سجده .