وحى به دست آمده است . جملگى با زبان حال مىگويند : آنچه در فضا يا خاك در حركت است از سيطرهء خداوند بر هستى است .
و آن قانون هستى كه عبارت از حكمت رابطههاى گوناگون بين مخلوقات و تدبير امور و تنظيم حركات و سكنات بر پايهء نظم و حساب است ؛ از مديريت تكوينى قادر حكيم بر همه آفرينش است .
حضرت على عليه السلام درباره آفرينش جهان فرمود :
أَنْشَأَ الْخَلْقَ انْشاءً ، وَ ابْتَدَأَهُ ابْتِداءً بَلا رَوِيةً اجالَها وَ لا تَجْرِبَةً اسْتَفادَها ، وَ لا حَرَكَةٍ احْدَثَها ، وَ لا هَمامَةِ نَفْسٍ اضْطَرَبَ فيها . احالَ الْأشْياءِ لِاوْقاتِها ، وَ لاءَمَ بَيْنَ مُخْتَلِفاتِها ، وَ غَرَّزَ غَرائِزَها ، وَ الْزَمَها اشْباحَها ، عَالِماً بِها قَبْلَ ابْتِدائِها ، مُحيطاً بِحُدُودِها وَ انْتِهائِها ، عارِفاً بِقَرائِنِها وَ احْنائِها . « 1 »
بىسابقهء ماده و مواد مخلوقات را لباس هستى پوشاند و آفرينش را آغاز كرد ، بدون به كارگيرى انديشه و سود جستن از تجربه و آزمايش و بدون آن كه حركتى از خود پديد آورده و فكر و خيالى كه ترديد و اضطراب در آن روا دارد . موجودات را پس از به وجود آوردن به مدار اوقاتشان تحويل داد و بين اشياى گوناگون ارتباط و هماهنگى برقرار كرد ، ذات هر يك را اثر و طبيعتى معين داد و آن اثر را لازمهء وجود او نمود ، در حالى كه به تمام اشيا پيش از به وجود آمدنشان دانا و به حدود و انجام كارشان محيط و آگاه و به اجزا و جوانب همهء آنها آگاه و آشنا بود .
به راستى ، شكوه و عظمت آفرينش بر ما پنهان مانده است كه خود را در برابر بزرگى چون خداوند منّان عددى فرض مىكنيم . بزرگى را بايد از كلام بزرگان آموخت كه در عظمت خلقت او متحيّر ماندهاند .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : خطبهء 1 .