برخى انسانهاى ساده لوح به شب و روزها بدبين هستند و از آنها ابراز تنفّر مىكنند و گاهى روزى را نحس و شوم مىدانند ، يا شبى را عامل بدبختى و سياهى زندگى خود مىپندارند يا به سالى و ماهى و فصلى حالت خوش يُمنى يا بدشگونى و سيه روزى مىدهند و گروهى به روزگار و طبيعت مشكوك هستند و همه عوامل بدبختى خود را به زمين و آسمان نسبت مىدهند ، ولى اينان نمىدانند كه نظام عالم هستى و آفرينش خداوند منّان كمبود و عيبى ندارد و چرخهء زمانه به طور طبيعى به دلخواه فرد يا گروه خاصى نيست كه بر وفق مراد كسى باشد و ديگرى را نااميد و محروم سازد . گردش روزگار و تدبير امور با قدرت خداوند به گونهاى است كه همه موجودات و امكانات در حساب و نظم ويژهاى حركت مىكنند ولى بر پايهء ارادهء الهى فراز و نشيب دارد كه بايد بر اساس مصالح و حكمتهايى مورد آزمايش يا مقامات قرار بگيرند تا به اهداف عالى برسند ، امّا انسان نادان به جاى اين كه به نفس خود مظنون باشد و از شر هواى آن به حق تعالى پناه ببرد به مظاهر طبيعت و مقدسات دينى اهانت مىكند .
اميرمؤمنان على عليه السلام به نكته مهمى به نقل از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله اشاره مىفرمايد :
اعْلَمُوا عِبادَ اللَّهِ أَنَّ المُؤْمِنَ لايُصْبِحُ وَ لايُمسى إلَّا وَ نَفْسُهُ ظَنُونٌ عِنْدَهُ ، فَلايَزالُ زارِياً عَلَيها وَ مُستَزيداً لَها . « 1 »
بندگان خدا ، بدانيد كه مؤمن شب را به روز و روز را به شب نمىبرد مگر آن كه به نفس خود بدگمان است ، هماره از خود عيبجويى مىكند و خواهان افزايش كار نيك از نفس است .
پس بايد بر حركات شيطنتآميز نفس امّاره نظارت بيشتر كرد تا هواى دوست را
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : خطبهء 175 .