اين تحرّك فكرى را كه بر اساس تفكّر در عالم مشهود است نخست قرآن پديد آورد ، سپس با برخورد به اساس فلسفههاى يونانى و انديشههاى حكما و انديشمندان شرقى مسيرش برگشت و نظر بيشتر علماى اسلامى يكسره از تفكّر در مشهودات بريد و به انديشه در ماوراى مشهود پرداختند و پايهء استدلال و فلسفهء عمومى و اسلامى بر مقدمات عقلى محض بنا شد و از آن مايه گرفت .
اين پايه و مايه هر اندازه محكم و درست باشد در همهء مطالب و براى همهء اهل نظر راست نمىآيد . از اينرو آميخته با تخيّلات و اوهام و فرضيههاى بى اساس گرديد و حالتى شبيه به احلام ، سپس خواب و جمود براى عالم و جاهل كه همه تحت تأثير اين گونه انديشهها قرار گرفته بودند ، پيش آمد .
در اين ميان فقط طبقهء فقها بودند كه در حدود محدود آيات و رواياتى كه دربارهء تكاليف و احكام است ماندند و از اين آيات و اصول احكام ، صدها اصول و هزارها فروع حكمى و قانونى استنباط كردند و اصول فقهى و حقوقى پيوسته كاملتر و سرشارتر گرديد و هزارها كتاب در فقه و اصول آن نوشته شد ، با آن كه راجع به تكاليف و احكام عملى مختلف حدود پانصد آيه در قرآن مىباشد .
دربارهء نظر و تفكّر در كاينات بيش از هفتصد و پنجاه آيه به صورت امر و دعوت صريح آمده و بيشتر سورههاى قرآنى با اشاره و صريح ، آياتى از اين جهان مشهود و نظامات آن را نمايانده است .
اگر با همان روش مستقل فقها كه آن همه قواعد و فروع در احكام تعبّدى و عملى از آيات و سنّت استنباط كردند ، ديگر متفكران اسلامى نيز با اين اوامر صريح و هدايت و روش قرآن ، دربارهء جهان و خلقت به بحث و تحقيق مىپرداختند ، هم انديشه و افكار و در نتيجه زندگى مسلمانان بالا مىرفت و هم پايههاى ايمان آنها محكم مىشد و هم استقلال روحى و حريم زندگى مسلمانان حفظ مىگرديد .
اگر فقها اوامر صريح قرآن را دربارهء نظر و تفكّر مانند اوامر و نواهى عملى به
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 24
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٤