تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥

ايّوب و مكاره

در ملكوت عالم ، سخن در اين مسأله بود كه امروز در روى زمين ، در محراب عبادت و عرصه‌گاه شكر بهتر از ايوب نيست . شب او شب عبادت و روزش روز تعليم معارف الهيه و دستگيرى از مستمندان و دواكردن درد دردمندان است . ابليس كه در آن زمان از گفتگوى فرشتگان با خبر مىشد ، پس از شنيدن تمجيد ايوب از كَروبيان عالم ملكوت ، تصميم گرفت در عبادت و حال ايوب ايجاد اخلال كند ، اما خود را در برابر آن بندهء مخلص حق عاجز ديد ، از اين جهت به حضرت ربّ العزّه عرضه داشت : ايوب از روى ميل و اراده اشتغال به عبادت ندارد بلكه به خاطر آن ثروت و مكنت و اعتبارى است كه به او مرحمت كرده‌اى و اين عبادت به طمع حفظ ثروت و دام‌ها و كشتزارها و زن و فرزندان اوست ، البته اين همه نعمت به دست شخصى چون ايوب اقتضاى اين همه عبادت و شكرگزارى را دارد ، او در وحشت است كه نعمت‌ها از او سلب شود ، بنابراين عبادتش از روى ميل و طمع است نه اخلاص و ارادت . خداوند به ابليس فرمود : عبادت بندهء من از روى خلوص و عشق به من است و هيچ كدام از اين نعمت‌ها محرك او در عبادت و بندگى نيست . ثروت و مكنت ، دام و دامدارى ، كشت و كشاورزى ، غلامان و كارگران ، همه و همه از ايوب گرفته شد . چون خبر از بين رفتن اين همه نعمت به دو رسيد گفت : امانتى نزد من بود به صاحبش برگشت . بعد از آن فرزندانش در حادثه‌اى سخت و سهمگين جان دادند . چون خبر به او رسيد گفت : حمد مىكنم خداى را به هنگامى كه اولاد عنايت كرد و هنگامى كه از من گرفت . سپس سلامتى بدنش از وى سلب شد ، آن مرد الهى به جرگهء بيماران و زمين‌گيران پيوست اما به ايمان و عشقش نسبت به حضرت حق افزوده شد و شكر و شكرگزاريش اضافه گشت . مدّت‌ها اين برنامه‌هاى عجيب گذشت ، او با تواضع و فروتنى و خضوع و خشوع