يك : حس بصر است ، همه آن خواهند كه صورت خوب بينند و صورت غير خوب نبينند .
دوم : حس سمع است ، همه آن خواهند كه آواز خوش شنوند و از صورتهاى ناخوش و آوازهاى مهيب بترسند و برمند .
سيم : حاسّهء شمّ است ، همه آن خواهند كه بوى خوش بويند و از بوىهاى ناخوش متوّحش شوند .
چهارم : حاسّهء ذوق است ، همه آن خواهند كه چيزى خوش خورند و از مأكولات ناخوش احتراز كنند .
پنجم : حاسّهء لمس است ، و آن به جملهء تن تعلق دارد ، تمامى استيفاى شهوات و لذّات بهيمى و انعامى به جملهء تن خواهند كه كنند ، و ايشان را از عالم ديگر خبرى نيست و آلتى ديگر ندارند كه بدان از عالم عِلوى و آخرتِ باقى برخوردارى يابند .
پس اين پنج حس است كه آدمى را دادند ، با مدركاتى كه ادراك عالم غيب كند و بهايم را از آن ندادند . پس اگر به كلّى به تمتّع مراتع بهيمى و حيوانى مشغول شود از تمتّعات عالم غيب به كلى باز ماند ، چون بهايم و انعام باشد و گمراهتر از ايشان ، زيرا كه هر قوّت شهوانى و حيوانى و آلات آن كه جملگى بهايم و سباع و وحوش و طيور و غير ذلك دارند مجموع آنها انسان را هست ، و او را شهوت ديگرى است نفسانى كه حيوانات ديگر را نيست .
پس چون انسان به كلّى يك جهتِ تمتّعات حيوانى شود ، شهوات نفسانى را ضايع و معطّل داشته است ، و در حيوانات ديگر اين امكان ندارد ، و اگر آدمى به كلّى ترك تمتّعات بهيمى و حيوانى كند از تربيت قالب باز ماند و از فوائد آن محروم گردد .
و شريعت را فرستادند تا ميل كردن آن به مراتع بهيمى و تمتّعات حيوانى به فرمان باشد نه به طبع ، زيرا كه از طبع همه ظلمت و كدورت خيزد ، و از فرمان همه نور و ايمان ؛ زيرا كه چون به طبع كند همه خود را بيند و حق را نبيند و اين همه ظلمت است و حجاب ، و چون همه به فرمان كند ، آن همه حق بيند و خود را نبيند هيچ و اين همه عين نور است و رفع حجب .
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 96
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٩٦