زلف او دام است و خالش دانه آن دام ، من * بر اميد دانهاى افتادهام در دام دوست
سر ز مستى برنگيرد تا به صبح روز حشر * هر كه چون من در ازل يك جرعه خورد از جام دوست
( حافظ شيرازى )
52 - الغياث
حضرتش فريادرس تمام فرياد خواهان و دادرس تمام دردمندان و نجات بخش تمام اميدواران و دستگير همهء گرفتاران و شفابخش كلّ بيماران و آزاد كنندهء همهء اسيران و دلگرم كنندهء نا اميدان است .
عبد در برخورد با ياد شدگان بالا ، بايد به همان صورت و سيرت باشد ، كه رجوع نيازمند و دردمند و بيچاره و حاجت دار به انسان ، عين عنايت و لطف حضرت حق به آدمى است و به داد شكستگان رسيدن از اخلاق خداوندى است .
53 - الفاطر
او آفرينندهء هر شىء و ابتدا كنندهء صنعت تمام اشياى هستى بدون سابقهء وجود و نوآور است .
عبد بايد در اعتقادات و يقينش ، حضرت او را اينچنين بداند و براى چيزى از موجودات هستى هر چند همراه با قدرت باشد استقلالى فرض نكند ، كه خالق و صانع و مُبدِع و مُبدِء و فاطر فقط و فقط حضرت اوست .
54 - الفرد
وجود مبارك او در ربوبيّت و خالقيّت و ذات و صفات يگانه است و كسى با