غفور نشان دهندهء مبالغه در پردهپوشى است ، آن هم پرده پوشى در نهايت درجهاش .
عبد هم بايد مفهوم اين حقيقت را از مولايش ارث داشته باشد ، به اين معنا كه از بازگو كردن گناه و عيب مردم خوددارى كند و از پردهدرى بپرهيزد ، تا خدايش پردهء او ندرد و عيبش در برابر ديدگان مردم نمايان نسازد .
51 - الغنى
آن جناب از تمام موجودات هستى بى نياز است ، چرا كه ذات مقدّسش مستجمع جميع صفات كمال مىباشد . آن زمان كه از هستى و موجوداتش خبرى نبود چيزى كم نداشت و اين زمان كه هستى با تمام موجوداتش در تجلّى است چيزى به او اضافه نشده ، او بوده و هست و خواهد بود ، بدون اين كه به چيزى نياز داشته باشد .
وجود مبارك او در ذات و صفات ذات از غير بىنياز است و از تعلّق به اغيار منزّه و پاك ؛ از كمكگيرى از آلات و ادوات و كلّ اشيا مستغنى است . اين موجودات هستند كه به حضرتش محتاجند و براى جبرانِ فقر خود به پيشگاه لطفش نيازمند .
عبد بايد بداند كه هيچ موجودى در كارگردانى حيات او جز ذات حق استقلال ندارد . عبد بايد بر غير حق تكيه نكند و نسبت به كلّ موجودات كوس غنا بزند و با زبان حال بگويد : تمام نياز من متوجه ذات غنىّ اوست و مرا جز به لطف و رحمت و كرم او چشمداشتى نيست و شما اى موجودات هستى عواملى هستيد كه به اجازهء محبوبم در طريق حيات من و همهء عناصر آفرينش در كاريد ، نياز من و احتياج من بالاستقلال به شما نيست بلكه من با تمام هويّت و وجودم گداى حضرت اويم .
مرحبا اى پيك مشتاقان بده پيغام دوست * تا كنم جان از سر رغبت فداى نام دوست
واله و شيداست دائم همچو بلبل در قفس * طوطى طبعم ز عشق شكّر و بادام دوست