حضرت به انسان ارائه شود تا مشاهده كند كه به حقيقت در تمام هستى هر چيزى به جاى اصلى خود قرار دارد .
آنچه ما از عدل مىبينيم نمونهاى جزئى از حكومت عدل مطلق در پهناى خلقت و هستى است . شرح مسألهء عدل به اين آسانى ميسّر نيست ، توفيقى عظيم از جانب او لازم دارد و علمى محيط به آسمانها و زمين و موجوداتى كه در اين دو ميدان در كار زندگى هستند .
عبد اگر بخواهد اتّصال به مفهوم عدل پيدا كند بر او لازم است دو قوهء غضب و شهوت و توابع آن دو را در سيطرهء حكومت عقل و دين قرار دهد ؛ آنجا كه عقل و جنودش خادم شهوت و غضب است ظلم محض است .
البتّه مقهوريّت غضب و شهوت در دست عقل و دين ، عدل فى الجمله است و تفصيل آن به اين است كه در تمام سكنات و حركاتْ قواعد شرع مطهّر رعايت شود .
عدالت در حالات به اين است كه : حالات براساس قواعد الهى نظام گيرد .
عدالت در اعضا و جوارح به اين است كه : هر يك در آنجا كه شرع فرموده به كار رود .
عدالت در خانه و اجتماع و اقوام و مردم به اين است كه : به حقّ هيچ يك تجاوز نشود و بلكه حقّ به خطر افتادهء افراد را از خطر برهاند .
عدالت ايمانى هم به اين است كه : بر تدبير و حكمت و فعل جناب حق اعتراض نشود و كار حضرت او را عين مصلحت به حساب آورد ، چه اين كه موافق طبعش باشد يا مخالف .
نظام حضرت محبوب را نظام احسن و نظام متقن دانسته و كار او را در منتهاى عدالت و لطف ببيند و با تمام وجود از حضرت حق بخواهد :
اللّهُمَّ أرِنَا الْحَقَّ حقّاً وارْزُقْنا اتَّباعَهُ ، وَأرِنَا الْباطِلَ باطِلًا وَارْزُقْنا
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 45
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٤٥