اجْتِنابَهُ . « 1 »
الهى حق را آن چنان كه هست به ما بنمايان و متابعت از آن را روزيمان گردان ، و باطل را آن چنان كه هست به ما نشان بده و اجتناب از آن را توفيقمان ده .
آرى ، صفحهء هستى آيينهاى است كه اگر انسان با چشم سر و ديدهء قلب در آن بنگرد به حقّ حق جز عدل و عدالت چيزى در آن نبيند .
49 - العَفُوّ
وجود مقدّسش از باب لطف و عنايت و آقايى ، محو كنندهء سيّئات از پروندهء تائبان و غرق شدگان در ايمان و عمل صالح است . آيات فراوانى در قرآن مجيد براين حقيقت نشاط آور دلالت دارد .
عبد بايد نسبت به آزار و اشتباه برادران و خواهران مسلمانش و حتّى در مواردى نسبت به ساير مردم ، مظهر اين اسم باشد ؛ به اين معنا كه از ديگران چشم بپوشد و سيّئات آنان را نسبت به خود ناديده بگيرد و چون محبوبش در مقابل ستم ديگران اقدام به احسان و خوبى كند .
50 - الغفور
اسمى است مشتقّ از مغفرت به معناى پرده پوشى ، آن جناب بر گناهان عباد پرده پوشى كند و به آبروى كسى در بين مردم لطمه نزند .
هامش
( 1 ) - شرح گلشن راز : 199 ؛ الانصاف فيما تضمنه الكشاف : 2 / 84 ؛ تفسير ابن كثير : 1 / 258 .