58 - المَلك
وجود مقدّس حضرتش در ذات و صفت از هر چيزى بىنياز است و كلّ موجودات به درگاه خدائيش نيازمند .
هيچ چيز در هيچ برنامهاى نمىتواند از او بىنياز باشد . ذات و صفات و وجود و بقاى هر شىء به جناب او نيازمند است . وجود كلّ شىء از اوست يا از چيزى كه از اوست . ما سواى او مملوك آن حضرت است چه در ذات و چه در صفات ، تنها و تنها اوست كه از هر كس و از هر چيز بىنياز است .
عبد ازلًا و ابداً فقير و محتاج اوست و در صورتى از مفهوم اين حقيقت مىتواند بهره داشته باشد كه قلب و نفس و غضب و شهوت و زبان و چشم و دست و پا و تمام وجودش را با كمك عقل و نبوّت و امامتْ مملوك خود كند و از تمام خطرات شيطانى و هوايى آزاد ، زندگى نمايد .
زمانى كه مالك اين واقعيّتها شد و از سيطرهء تملك آنان در آمد و آن همه وى را اطاعت كردند و او سر از اطاعت آنان باز زد ، در حدّ خودش به درجهء مَلِكى رسيده ، و چون در حدّى از مردم بىنياز شد و مردم به دو نيازمند گشتند به مرحلهء اعلا از اين حقيقت دست يافته است .
انبيا كه در هدايت و رشد و كمال و به دست آوردن حيات اخرويّه از غير حضرت او بىنياز بودند و تمام مردم محتاج آنان ، در عالىترين درجهء اين واقعيّت قرار داشتند و در صف بعد از آنان عالمان ربّانى هستند كه عباد به هدايت آنان محتاج و آنان از ارشاد شدن به وسيلهء مردم بىنيازند .
59 - القدّوس
حضرت ربّ العزّه از هر وصفى كه حسّ و خيال و وهم و باطن و انديشه تصوّر