حاجت مورى به علم غيب بداند * در بن چاهى به زير صخرهء صَمّا
( سعدى شيرازى )
عبد در رابطه با اين اسم بايد صانع بهترين عبادت و بندگى و خُلق و خوى و رفتار و كردار براساس نقشهاى حضرت حق باشد .
عبد بايد قدرت صنع خود را در ساختن رشد و كمال خود و آنچه براى بندگان حضرت محبوب مفيد است به كار برد . خنداندن شيطان هنر نيست ، هنر تجلّى دادن انواع منافع ظاهرى و باطنى از ساختمان وجود خويش است .
47 - الطاهر
وجود مقدّس او از اشباه ، انداد ، اضداد ، امثال ، حدود ، زوال ، انتقال ، طول ، عرض ، قطر ، سنگينى ، سبكى ، رقّت ، غلظت ، دخول ، خروج ، اتّصال ، جدائى ، بو ، مزه ، رنگ ، لمس ، زبرى ، نرمى ، گرما ، سرما ، حركت ، سكون ، اجتماع ، افتراق ، تمكّن در مكان و . . . پاك و منزّه است ، چرا كه جميع اين امور مخلوق و حادث و از اوصاف ممكنات و مخلوقات و از نشانههاى عجز و ناتوانى است . اينها امورى است كه نشان دهندهء وجود صانع و محدث حادث است .
آرى ، اگر عبد بخواهد از اين صفت در حدّ خودش بهرهمند گردد ، راهش پاك شدن از تمام ناپاكىهاى درون و برون است .
48 - العدل
او نسبت به همه چيز و همه كس عادل است و اصولًا فعل او عدل است ، ظلم و جور از او نيست و هرگز از او صادر نمىشود .
در تمام عرصه گاه هستى ، هر چيزى را به جاى خودش قرار داده ، و به هر موجودى مطابق ظرف و شأنش عطا و عنايت فرموده است .
تماشاى حقيقت عدل ، منوط به تماشاى ظاهر و باطن تمام آفرينش است و اين از عهدهء انسان خارج است ، مگر اين كه ملكوت سماوات و ارض به ارادهء خود آن