تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
مىكند . اين حالت مخصوص دنياست كه آسايش مؤمن نسبى است . يعنى به اندازهء عبادت و فعاليت و تشكر او نعمت به او مىرسد ولى راحتى و آرامش ندارد ، زيرا آسايش حقيقى مؤمن در بهشت است پس بهشتيان وقتى از اندوه دنيا يا فشارهاى آخرت راحت مىشوند زبان به حمد و شكر الهى باز مىكنند كه از حالت ترس و وحشت و آزار و فشارهاى بيرونى و درونى رها شده‌ايم و به آرامگاه ابدى پيوسته‌ايم به هر حال شكر چه به معناى گرامى داشتن زبانى يا قلبى باشد يا به معناى عرفى كه همه نعمت‌هاى الهى را در جاى خودش مصرف كند ، ياد هدايا و لطف‌هاى پروردگار است كه بايد بدن‌هاى ما وظيفهء حق‌شناسى را ادا كند . ابوبصير به امام صادق عليه السلام عرض كرد : آيا شكر را حدّى هست كه چون بنده آن را به جاى آورد ، شاكر محسوب شود ؟ حضرت فرمود : آرى ، عرض كردم : آن حد چيست ؟ فرمود : خدا را بر هر نعمتى كه در زمينهء خانواده و مال به او مىدهد شكر گويد و چنانچه در نعمتى كه به مال او مىدهد براى خدا حقى باشد آن را بپردازد . « 1 » به اين خاطر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و امير مؤمنان عليه السلام خشنودى خويش را چنين ابراز داشته‌اند : طُوبى لِمَنْ اسْلَمَ وَ كانَ عَيْشُهُ كَفافاً وَ قَولُهُ سَداداً . « 2 » خوشا به حال كسى كه اسلام اختيار كند و زندگيش به قدر كفايت باشد و در گفتارش استوار باشد .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 68 / 29 ، باب 61 ، حديث 7 ؛ الكافى : 2 / 96 ، حديث 12 . ( 2 ) - بحار الأنوار : 69 / 67 ، باب 95 ، ذيل حديث 27 ؛ الكافى : 2 / 140 ، حديث 2 .