مىكرد و تهيدستى كه ديدهها و گوشها را از آن مملو مىساخت . « 1 » مردى به امام صادق عليه السلام از حال روزگار شكايت كرد كه طلب روزى مىكند و به دست مىآورد ، امّا قانع نمىشود و نفسش بيشتر از آن از او مىطلبد .
عرض كرد : مرا چيزى بياموز كه مرا سود بخشد ؟
حضرت فرمود :
اگر آن اندازه كه كفايتت مىكند تو را بىنياز سازد ، كمترين چيز دنيا بىنيازت مىسازد و اگر آنچه را تو را بس مىكند بىنيازت نسازد ، همهء دنيا هم تو را بىنياز نمىگرداند . « 2 » از پندهاى امام على عليه السلام به فرزندش امام حسين عليه السلام اين بود كه :
لامالَ أَذْهَبُ بِالفاقَةِ مِنَ الرِّضا بِالْقُوتِ وَ مَنِ اقْتَصَرَ عَلى بُلْغَةِ الكَفافِ تَعَجَّلَ الرَّاحَةَ وَ تَبَوَّأَ خَفْضَ الدَّعَةِ . « 3 »
هيچ ثروتى فقرزداتر از خرسندى به قوت نيست و هر كه به حاجت زندگى بسنده كند ، به زودى به آسايش دست يابد و زندگى آسوده و مرفّهى به دست آورد .
حضرت رضا عليه السلام در پاسخ اين سؤال كه قناعت چيست ؟ فرمود :
قناعت ، باعث خويشتندارى و ارجمندى و آسوده شدن از زحمت فزون خواهى و بندگى در برابر دنيا پرستان است . و راه قناعت را جز دو كس
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : خطبهء 234 ، خطبهء قاصعه .
( 2 ) - الكافى : 2 / 138 ، حديث 10 ؛ وسائل الشيعة : 21 / 531 ، باب 15 ، حديث 27775 .
( 3 ) - بحار الأنوار : 74 / 240 ، باب 9 ، حديث 1 ؛ الكافى : 8 / 19 ، حديث 4 .