وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمواتِ وَالْأرض وَاللّهُ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ » « 1 »
و مالكيّت و فرمانروايى آسمانها و زمين فقط در سيطرهء خداست ، و خدا بر هر كارى تواناست .
اماّ از باب فضل و رحمت و عنايت و لطف ، براى انسان مسألهء مالكيت را نسبت به اشيايى كه با سعى و كوشش صحيح به دست مىآورد تجويز فرموده و فروش آنچه را در اختيار دارد مجاز دانسته و خود نيز در صف خريداران املاك و اجناس انسان قرار گرفته ، تا آدمى در اين معامله از نقمت و خزى دنيا و عذاب آخرت مصون بماند ، كه راهى براى نجات از نقمت جز معاملهء جان و مال با حضرت محبوب نيست و اگر كسى بدون معاملهء جان و مال و به تعبير روشنتر بدون ايمان و عمل صالح و جهاد و تقوا ، طمع در نجات داشته باشد و خود را از حضرت حق طلبكار مغفرت و رحمت بداند ، طمع بىجايى است و اميدش وى را به آنچه منظور اوست نخواهد رساند . ثمن حضرت حق در برابر مُثمَن انسان ، براساس آيات قرآن مجيد ، بهشت و رضوان الهى است :
إنَّ اللّهَ اشْترَى مِنَ الْمُؤْمِنينَ أنْفُسَهُمْ وَأمْوالَهُمْ بِأنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ » « 2 »
يقيناً خدا از مؤمنان جانها و اموالشان را به بهاى آن كه بهشت براى آنان باشد خريده .
آرى ، اگر در سايهء ايمان ، تمام حركات برونى و درونى انسان و همچنين اموالش با حضرت حق معامله شود عاقبت كار ، بهشت و رضوان الهى است . آنان كه در كنار ثروت و اموالشان جود و سخاوت ندارند و از خرج كردن حركات جسم و روح در راه خداوند مضايقه مىكنند و با اين حال اميد به رحمت حق دارند و به بهشت عنبر سرشت طمع مىبندند ، آيا اين اميد و طمعشان بجا و به مورد و قابل قبول طبع سليم است ؟
هامش
( 1 ) - آل عمران ( 3 ) : 189 .
( 2 ) - توبه ( 9 ) : 111 .