نشنيدن داستانها و حكايتهاى مربوط به آنان و كارها و مزخرفاتى كه از آنها صادر مىشود ، زيرا مصاحبت و معاشرت با هر كسى قوىترين انگيزه براى خو گرفتن به صفات و اخلاق اوست .
طبع آدمى آمادهء گرفتن نيك و بد ديگران است ؛ سرّ اين مطلب اين است كه :
نفس انسان داراى قوايى است كه بعضى به نيكىها و فضايل مىخوانند و برخى متمايل به بدىها و رذايلاند و هر گاه براى يكى از اين دو كمترين انگيزهاى كه مناسب و در خور طبع و سرشت اوست پديد آيد به آن ميل مىكند و بر صاحب آن چيره مىشود . و چون انگيزههاى بدى و شرّ براى قوا ، بيشتر از انگيزههاى خير است ، تمايل به شرّ و بدى زودتر و آسانتر از تمايل به خير و نيكى رخ مىنمايد ، و از اينرو گفتهاند : تحصيل فضايل به منزلهء صعود به قلّههاى مرتفع است و كسب رذايل به مثابهء نزول از آنهاست ؛ و قول پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به همين مطلب اشاره دارد كه :
حُفَّتِ الْجَنّةُ بِالْمَكارِهِ ، وَحُفَّتِ النّارُ بِالشَّهَواتِ . « 1 »
بهشت با ناملايمات همراه است ، و جهنّم با خواستنىها قرين است .
و از جمله ، به كار بردن قوا در راه كسب صفات شريف و مواظبت بر افعالى است كه آثار و نتايج آن فضايل و ملكات است ، و واداشتن نفس بر كارهايى كه مقتضى و در خور اخلاقى است كه حفظ آن مطلوب است . چنان كه كسى كه مىخواهد ملكهء جود و سخاوت را حفظ كند ، همواره بايد به انفاق مال و بذل و بخشش بر مستحقّان ادامه دهد و بر نفسِ خويش هنگامى كه به امساك و بخل تمايل دارد مسلّط باشد . و آن كه مىخواهد ملكهء شجاعت را حفظ كند بايد از اقدام به كارهاى خطرناك و هولانگيز به شرط اشاره به فرمان عقل روى نگرداند و بر نفس خود هنگامى كه
هامش
( 1 ) - مستدرك سفينة البحار : 6 / 94 ؛ مسند احمد بن حنبل : 2 / 38 ؛ صحيح مسلم : 8 / 142 .