ألا وإنَّ الْخَطايا خَيْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَيْها أهْلُها وَخُلِعَتْ لُجُمُها فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِى النّارِ . ألا وَإنَّ التَّقْوى مَطايا ذُلُلٌ حُمِلَ عَلَيْها أهْلُها وَاعْطُوا أزِمَّتَها فَأَورَدَتْهُمُ الْجَنَّةَ . « 1 »
بدانيد خطاها اسبان سركشند ، كه افسار گسيخته سوارههاى خود را به پيش مىبرند تا به جهنّم وارد كنند . آگاه باشيد كه تقوا مركبهاى راهوارند كه مهارشان به دست سوارههاى آنها سپرده شده ، در نتيجه آنان را وارد بهشت مىنمايند .
در اين خطبهء تقوا به عنوان يك حالت روحى و معنوى كه اثرش ، ضبط و مالكيت نفس است ذكر شده است .
اين خطبهء مىگويد : لازمهء بىتقوايى و مطيع هواى نفس بودن ضعف و زبونى و بى شخصيت بودن در برابر محرّكات شهوانى و هواهاى نفسانى است . انسان در آن حالت مانند سوار زبونى است كه از خود اراده و اختيارى ندارد و اين مركب است كه به هر جا كه دلخواهش هست مىرود .
لازمهء تقوا قدرت اراده و شخصيت معنوى داشتن و مالك حوزهء وجود خود بودن است ، مانند سوار ماهرى كه بر اسب تربيت شدهاى سوار است و با قدرت و تسلّط كامل ، آن اسب را در جهتى كه خود انتخاب كرده مىراند و اسب در كمال سهولت اطاعت مىكند .
إنَّ تَقْوَى اللّهِ حَمَتْ أوْلِياءَ اللّهِ مَحارِمَهُ ، وَألْزَمَتْ قُلُوبَهُمْ مَخافَتَهُ ، حَتّى أسْهَرَتْ لَيالِيَهُمْ وَأَظْمَأَتْ هواجِرَهُمْ . « 2 »
بندگان خدا ، تقواى الهى اولياى خدا را از دچار شدن به حرامها بازداشت ، و
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : خطبهء 16 .
( 2 ) - نهج البلاغه : خطبهء 113 .