شود و سعادت دنيا و آخرت انسان تأمين گردد و از خزى دنيا و عذاب آخرت رهايى حاصل شود .
به دانش دين كه بيانگر حقايق الهى و انسانى و نشان دهندهء صراط مستقيم و مبيِّن حسنات اخلاقى است ، آراسته شويد ، آنگاه در مقام عمل به واقعيتهاى دين برآييد و براى استوار ماندن ايمان و عمل خود با تمام وجود از در افتادن به چاله و چاه گناه بپرهيزيد ، كه گناه و معصيت خطرناكترين عامل شقاوت و بر باد دهندهء ايمان و آخرت و مورث خزى دنيا و عذاب جهنّم است .
ترك گناه را شبانه روز به تمرين بگذاريد و در اين زمينه در مقام رياضت شرعيّه برآييد ، كه تكرار ترك ، شما را به روح تقوا كه بهترين حافظ و نگهبان انسان از خطرات است مجهّز مىكند و باعث باز شدن تمام درهاى خير به روى انسان مىشود .
تقوا در نهج البلاغه
« نهج البلاغه » تقوا را به عنوان يك نيروى معنوى و روحى كه بر اثر ممارست و تمرين پديد مىآيد و به نوبهء خود آثار و لوازم و نتايجى دارد و پرهيز از گناه را سهل و آسان مىنمايد ، طرح و عنوان كرده است :
ذِمَّتى بِما أقُولُ رَهينَةٌ و أنَا بِهِ زَعيمٌ ، إنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمّا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْمَثُلاتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهاتِ .
عهدهام در گرو درستى سخنم قرار دارد ، و نسبت به آن ضامن و پاىبندم .
كسى كه عبرتهاى روزگار كيفرهاى پيش رويش را بر او آشكار كند ، تقوا او را از افتادن در اشتباهات مانع گردد .
تا آنجا كه مىفرمايد :