نامرئى خيز آبها و شكستن امواج نامرئى كه هر يك به بزرگى اقليمى بود در دل اين دريا طغيان برمى انگيخت . . . موجها به هم مىخوردند و بر هم مىلغزيدند و در دل هم فرو مىرفتند و به هم مىآميختند .
در ميان اين درياى جوشان طرحى مارپيچى از اثر چرخش مادّهء دوّارى پيدا گرديد . اين صفحهء مدوّر و پهن با ميانى برآمده و بازوانى كه آهسته آهسته شكل مىگرفت ، در سپيده دم بزرگ گيتى به پيدايش گراييد . اين شكل مارپيچى كه آن را « كهكشان راه شيرى » مىنامند ، مادّهء خورشيد و منظومهء شمسى و زمين ما در يكى از بازوان آن قرار داشت :
وَجَعَلَ الْقَمَرَ فيهِنَّ نُوراً وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً » « 1 »
و ماه را در ميان آنها روشنى بخش ، و خورشيد را چراغ فروزان قرار داد .
در يكى از بازوان كهكشان راه شيرى ، طوفانى پرآشوب پديد آمد و جريان تند گازها آنها را به چرخش درآورد و همچنان كه مىچرخيد به شكل فرفرهاى پهن و عظيم درآمد و پارههاى نورانى بر گرد آن روان گشتند .
اين فرفرهء بزرگ در اين كهكشان عظيم ، همچنان مىچرخيد تا اين كه كم كم گازها به مركز آن كشيده شد و در آنجا به صورت گوى عظيم و فروزانى تراكم يافت و سرانجام اين گوى فروزان خورشيد گرديد .
آنگاه پارههاى گاز و غبارى كه گرداگرد خورشيد را هاله وار فرا گرفته بود از هم پاشيد ، و هر پارهاى از آن به صورت گردابى درآمد . هر گرداب مسيرى جداگانه داشت و در آن مسير به دور خورشيد مىگرديد . برخى نزديك به خورشيد و بعضى از خورشيد دور بودند .
در گردابهاى نزديك خورشيد ، گرما و در گردابهاى دوردست سرما حكومت مىكرد . در هر گرداب ذرّات گاز و غبار پيوسته در گردش بود . از برخى ذرّات گاز
هامش
( 1 ) - نوح ( 71 ) : 16 .