نمودهاى ، و چگونه زمين را بر امواج آب گستراندهاى ، ديدهاش وامانده ، عقلش قرين شكست ، و گوشش حيران ، و فكرش سرگردان مىشود .
سنايى غزنوى گويد :
ملِكا ذكر تو گويم كه تو پاكىّ و خدايى * نروم جز به همان ره كه توام راهنمايى
همه درگاه تو جويم ، همه از فضل تو پويم * همه توحيد تو گويم كه به توحيد سزايى
تو حكيمى ، تو عظيمى ، تو كريمى ، تو رحيمى * تو نمايندهء فضلى ، تو سزاوار ثنايى
برى از رنج و گدازى ، برى از درد و نيازى * برى از بيم و اميدى ، برى از چون و چرايى
برى از خوردن و خفتن ، برى از شرك و شبيهى * برى از صورت و رنگى ، برى از عيب و خطايى
نتوان وصف تو گفتن كه تو در فهم نگنجى * نتوان شبه تو جستن كه تو در وهم نيايى
( سنايى غزنوى )
عظمت حق از زبان حديث
انسان وقتى در برابر احاديثى كه از ائمّهء معصومين عليهم السلام در باب معرفت حضرت ربّ العالمين رسيده قرار مىگيرد ، خود را با دريايى بىساحل و بحرى بىپايان و اقيانوسى بى كرانه روبرو مىبيند .
احاديثى كه در « التوحيد » ، « تحت العقول » ، « بحار الأنوار » ، « علم اليقين » و . . .