تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
نموده ، و انواع نعمت‌ها را بر خوان جهان نهاده ، و همهء موجودات از خرد و كلان و غيب و نهان و ظاهر و باطن با زبان وجودى و استعداد امكانى ، كمال او را ارائه مىدهند و تنها حضرت وى را شايستهء تسبيح و تنزيه و پاك از نقص و عيب و نظير و شبه نشان مىدهند . او متفرّد و يگانه و يكتا و بىهمتاست و هرگز نعمت‌ها و فيوضات ساحت قدس او قابل شماره نيست ، چنان كه پيامبر بزرگوار اسلام بدان اشاره فرموده : لا احْصِى ثَناءً عَلَيْكَ ، أنْتَ كَما أثْنَيْتَ عَلى نَفْسِكَ . « 1 » من هرگز ثناى بر تو را احصا نتوانم كرد ، تو آن گونه‌اى كه خود بر خود ثنا گفته‌اى . در وحدت و يكتايى بى نظير و بدون مانند است ، او وجود لم يزل و لايزال مىباشد ، چرا كه وجود او واجب و حقيقت وجود و ذات او عين بقا و ابدى و ازلى است و فنا در آن حريم پاك راه ندارد . مبدأ و اصل پيدايش و اوّل هر چيزى ، و نهايت هر موجودى است : و هو الأوَّل و الآخر ، ظاهر و باطن است ، ظهورش منشأ بطون مىباشد ، جهت ظهور كبريايى بعينه همان جهت بطون ، و از همان جهت كه ظاهر است از همان جهت باطن است . بر آغاز و اوّليّت او كه اوّل هر چيزى است و ازلى ، چيزى سابقه ندارد . نهايت رفعت حقيقى را واجد است ، كه عقول از درك اين رفعت و بلندى مقام عاجزند ، چرا كه عقول پاى رفتن به عرصهء بىنهايت در بىنهايت را ندارند . حضرتش شامخ الأركان ، و رفيع البنيان است ، آن چنان كه حتّى عقول قدسيّه و قدرت داران حريم ملكوت از فهم رفعت و شامخيّت آن جناب عاجزند ، و پر و بالى
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 82 / 170 ، باب 30 ، حديث 7 ؛ عوالى اللآلى : 4 / 114 ، حديث 176 .