ذاتش برخيزند ، همه و همه را پس زده در حالى كه آنها همهء راهها و تاريكىهاى عوالم غيب را سير كرده ، براى خلاص خود روى به درگاه او آوردهاند ، عاقبت از اين راه برگشته در حالى كه اعتراف دارند به اين كه با پيمودن راه و بىراه ، رسيدن به عمق معرفتش ميسّر نيست ، و هيچ خاطرهاى براى اندازه زدن جلال عزّتش ، بر قلب انديشمندان خطور نمىكند . خدايى كه آفريدهها را به وجود آورد بدون اين كه از نقشهء ديگرى اقتباس نمايد ، يا در به وجود آوردن آنها از به وجود آورندهاى پيش از خود الگو بردارد . و به اندازهاى از ملكوت قدرتش ، و از شگفتىهايى كه آثار حكمتش گوياى آن است ، و از اعتراف نياز خلق به آنچه كه با قدرتش آن را حفظ مىكند به ما ارائه فرموده كه ما را به قيام دليل قطعى بر معرفت و شناختش راهنمايى نموده است . در ساختههاى بديعش آثار صنع ، و نشانههاى حكمتش آشكار است ، از اين رو آنچه آفريده حجّت و دليلى بر وجود اوست ، و اگر موجودى بىزبان باشد تدبير او در وجود آن موجود برهان گويايى بر وجود او ، و دليلى محكم بر آفرينندگى ذات پاك اوست .
خورشيد رُخَت چو گشت پيدا * ذرّات دو كون شد هويدا
مهر رخ تو چو سايه انداخت * زان سايه پديد گشت اشيا
هم ذرّه ز نور مهر رويت * خورشيد صفت شد آشكارا
هم ذرّه به مهر گشت موجود * هم مهر به ذرّه گشت پيدا
درياى وجود موج زن شد * موجى بفكند سوى صحرا
آن موج فرو شد و بر آمد * در كسوت و صورتى دل آرا
اجزا چو بود ؟ مظاهر كل * اشيا چه بود ؟ ظلال اسما
اسما چه بود ؟ ظهور خورشيد * خورشيد جمال ذات و الا
صحرا چه بود ؟ زمين امكان * كآن است كتاب حق تعالى