5 - آسان شدن بلاى مرگ
انتقال روح از بدن و كوچ آن به سوى آخرت در سير آيات شريفه ، به لحظههاى « سكرة الموت يا غمرات الموت يا بلغت الحلقوم يا بلغت التّراقى » « 1 » تعبير شده است .
اين حالت از واژه سِكر به معنى مسدود كردن راه آب است و چون انسان در اين لحظهها يك حال مستى و گيجى دارد پس اين سدى ميان انسان و عقل و احساس او مىشود و گمراهى از جادهء زندگى براى او پديد مىآيد .
در اين لحظهها انسان از چند سو در محاصره عوامل گوناگون قرار مىگيرد . از يك سو فرشتگان مرگ براى قبض روح او آمدهاند .
از يك سو ارواح مقدس معصومان و اولياى خدا براى بشارت به بهشت و نجات او از دوزخ بر بالين او حاضر مىشوند .
از سوى ديگر شيطان و يارانش در دم آخر به وسوسههاى نهايى مىپردازند .
و از سويى ديگر علاقه به فرزند و مال و مقام دنيايى او را رها نمىكند .
و مهمتر اين كه ترسى از مرگ و اميدوارى به خدا و معصومان : و اعتقادات و ارزشهاى دينى كه يك عمر با آنها زيسته است او را مضطرب ساخته است .
قرآن بارها روى مسأله مرگ و مخصوصاً لحظهء جان دادن تكيه مىكند و به انسانها هشدار مىدهد كه همگى چنين لحظهاى را در پيش دارند :
وَ جَآءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقّ ذَ لِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ » « 2 »
و سكرات و بيهوشى مرگ ، حق را [ كه همه واقعيتهاى جهان پس از مرگ است ] مىآورد [ و به محتضر مىگويند : ] اين همان چيزى است كه از آن
هامش
( 1 ) - سورهء ق ( 50 ) : 19 ، انعام ( 6 ) : 93 ، واقعه ( 56 ) : 83 ، قيامت ( 75 ) : 26 .
( 2 ) - ق ( 50 ) : 19 .