الايمان ، جمعى منافق ، جمعى منافق لجوج و سرسخت ، گروهى در فكر خانه و زندگى خويشتن و در فكر فرار ، جمعى سعى داشتند ديگران را از جهاد بازدارند و گروهى تلاش مىكردند رشتهء اتحاد خود را با منافقان محكم كنند .
خلاصه هر كس اسرار باطنى خويش را در اين رستاخيز عجيب آشكار ساخت . » « 1 » و اين همه صريح آيات دوازدهم تا بيستم سورهء مباركهء احزاب است كه جمعى كوردل از پرورش يافتگان مكتب خلفا از آن چشم پوشيده و بر اين عقيده رفتهاند كه صحابى ، عادل ، مجتهد ، مورد وثوق و مصون از قهر حق است و احدى حق ندارد نسبت به آنان كمتر نظر منفى داشته باشد !
نمىدانم اينان چرا در اين پانزده قرن حاضر نشدهاند وضع اصحاب را با آيات قرآن بسنجند تا سره از ناسره وخالص از ناخالص و عادل از ظالم و مؤمن از منافق معلوم گردد ، تا از ناخالصها دست برداشته به خالصان و مخلصان و صادقان روى آورند و به اين همه اختلاف خسارت بار پايان دهند .
نمىدانم اينان چرا از وجود مقدّس اميرالمؤمنين عليه السلام ، سلمان ، مقداد ، ابوذر ، بلال ، حمزه ، جابر ، ابوايّوب انصارى ، خزيمة بن ثابت ، زيد بن حارثه ، ابودجانه ، عمار ياسر ، مالك بن نويره و . . . در زندگى خود و برنامههاى عملى و اخلاقى خويش روى گردانده ، و آنان را اسوهء خود قرار نمىدهند و بنا به روايتى كه خود نقل مىكنند :
أصْحابى كَالنُّجُوم . « 2 »
ياران من مانند ستارگانند .
هامش
( 1 ) - تفسير نمونه : 17 / 224 ، ذيل آيات 12 - 17 سورهء احزاب .
( 2 ) - الكشاف : 2 / 424 ، التفسير الكبير ، فخر رازى : 2 / 5 .