شما شيعيان را كه راهى جز راه قرآن و محمّد و اهل بيت ندارند رافضى خوانده و آنان را به عنوان حزبى كه در كنار امّت اسلام پديد آمد قلمداد كرديد !
شما قاتل مالك بن نويره و زناكننده با همسر او را در همان شب ، قتل معذور دانستيد و وى را از قصاص و حد معاف كرديد و او را مجتهد خطاكار پنداشتيد .
شما احاديث عايشه را بر احاديث امّسلمه كه قرآن قلب وى را از نظر ايمان تصديق كرده مقدّم دانستيد .
شما بر خلاف صريح كتاب خدا تمامى صحابى رسول اسلام را عادل و مجتهد و معذور و معاف و اهل نجات دانستهايد ، و حاضر نشدهايد در متن آيات دوازدهم تا بيستم سورهء احزاب كه ترجمهاش را در زير مىخوانيد دقت كنيد تا حق از باطل بر شما روشن شود و سرههاى اصحاب از ناسرهها معلوم گردد و چون آفتاب آشكار گردد كه صحابى بودن تنها ملاك اين همه فضيلت و حقيقت نيست ، بلكه در اصحاب كسانى بودند كه به هيچ عنوان مورد رضايت حق و رسول اسلام قرار نداشتند .
وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنفِقُونَ وَ الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا » « 1 »
و آن گاه كه منافقان و آنان كه در دلهايشان بيمارى [ ضعف ايمان ] بود ، مىگفتند : خدا و پيامبرش جز به فريب ، ما را وعده [ پيروزى ] ندادهاند !
وَ إِذْ قَالَت طَّائِفَةٌ مّنْهُمْ يأَهْلَ يَثْرِبَ لَامُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُواْ وَ يَسْتْذِنُ فَرِيقٌ مّنْهُمُ النَّبِىَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِىَ بِعَوْرَةٍ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا » « 2 »
و آن گاه كه گروهى از آنان گفتند : اى اهل مدينه ! [ ميدان نبرد ] جاى درنگ و ماندن شما نيست ، پس برگرديد . و گروهى از آنان از پيامبر اجازه [ برگشتن ]
هامش
( 1 ) - احزاب ( 33 ) : 12 .
( 2 ) - احزاب ( 33 ) : 13 .