به چه علّت به آنان اقتدا نمىكنند ؟ اينان كه از مصاديق حتميّهء آيات ايمان و جهاد و احسان و عدالت و وثاقت و نجات در آخرتند ، و از روزى كه به رسول خدا صلى الله عليه و آله پيوستند تا لحظهاى كه از دنيا خارج شدند جز اطاعت از خدا و رسول و سير و سلوك در صراط مستقيم و خدمت به فرهنگ حق و مردم مؤمن كارى نداشتند .
اگر از ابتدا مىگذاشتيد امّت اسلام پس از پيامبر ، پيرو على عليه السلام باشند و همه يكپارچه از آن جناب كه قرآن مجيد وى را نفس پيامبر خوانده ، و در روز غدير به امر حضرت حقّ عهده دار رهبرى امّت پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله شد « 1 » و وجودش علم و عدل و خلوص و ايمان و تقوا و كرامت و صفا و مهر و وفا و محبّت و صدق و جهاد و انفاق و عبادت و خدمت محض بود متابعت مىكردند ، اين همه اختلاف و پراكندگى و نفاق و دوئيّت و جنگ و نزاع و عقب افتادگى و افتادن به بند استعمار و استثمار براى امّت اسلام پيش نمىآمد .
شما در عقيدهء خلاف قرآن خود آن قدر متعصّب هستيد كه لفظ مولا را در روايت غدير به غير نظر قرآن :
النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ » « 2 »
نسبت به مؤمنان از خودشان اولى و سزاوارتر است .
ترجمه كرده و آن را به معناى دوست گرفتهايد . معاويه را با تمام پروندهء عجيب و غريب دوران حكومتش خالُ المؤمنين خوانده و از استعمال اين عنوان نسبت به محمّد بن ابى بكر ، به جرم اين كه عاشق و پيرو على عليه السلام بوده چشم پوشيدهايد .
عايشه و طلحه و زبير را در جنگ با امام زمانشان و خليفهء مسلمين كه بدون علّت
هامش
( 1 ) - به كتابهاى « المراجعات » ، « عبقات » ، « الغدير » ، « احقاق الحق » ، « الآيات النازلة فى على عليه السّلام » ، « دلائل الصدق » ، « النص والاجتهاد » ، « الْفيْن » ، « الانصاف » مراجعه كنيد .
( 2 ) - احزاب ( 33 ) : 6 .