روحانيّت به جسمانيّت ، به همان قدم بازگردانندش :
كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ » « 1 »
همان گونه كه نخستين بار آفريدهها را آفريديم ، دوباره آنان را باز مىگردانيم .
چون آتش عشق در غلبات وقت ، به خانهپردازى وجود صفات بشريّت برخاست ، در پناه نور شرع به هر قدمى كه بر قانون متابعت كه صورت فناست مىزند ، نور كشش كه فنابخش حقيقى است از الطاف ربوبيّت ، استقبال او مىكند كه :
مَنْ تَقَرَّبَ إلَىَّ شِبْراً تَقَرَّبْتُ إلَيْهِ ذِراعاً . « 2 »
هر كه يك وجب به من نزديك شود من يك ذراع به او نزديك مىگردم .
در اين مقام رونده جز به زمام كشتى عشق و قدم ذكر و بدرقهء متابعت نتواند رفت كه :
قُلْ إِن كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ » « 3 »
بگو : اگر خدا را دوست داريد ، پس مرا پيروى كنيد تا خدا هم شما را دوست بدارد .
پس به حقيقت ، عشق است كه عاشق را به قدم نيستى به معشوق رساند و عقل ، عاقل را به معقول بيش نرساند ، و اتّفاق علما و حكما است كه حق تعالى معقولِ عقل هيچ عاقل نيست ، زيرا بزرگان فرمودهاند :
هامش
( 1 ) - انبياء ( 21 ) : 104 .
( 2 ) - مستدرك الوسائل : 5 / 298 ، باب 7 ، حديث 5910 ؛ عوالى اللآلى : 1 / 56 ، حديث 81 .
( 3 ) - آل عمران ( 3 ) : 31 .